X
تبلیغات
داستان های قرآنی - سرگذشت حضرت محمد(ص)

داستان های قرآنی

حکایت معراج حضرت محمد

بنام خالق هستی بخش

داستان معراج حضرت محمد (ص)در یک شب از مکه معظمه به مسجد الاقصى و از آنجا به آسمانها و بازگشت‏به مکه در قرآن کریم در دو سوره به نحو اجمال ذکر شده، یکى در سوره‏«اسراء»و دیگرى در سوره مبارکه‏«نجم‏»، و تاویلاتى که از برخى چون حسن بصرى، عایشه و معاویه نقل شده مخالف ظاهر آیات کریمه قرآنى و صریح روایات متواتره‏اى است که در کتب تفسیر و حدیث و تاریخ شیعه و اهل سنت نقل شده است و هیچ گونه اعتبارى براى ما ندارد (1) ، و ایرادهاى عقلى دیگرى را هم که برخى کرده‏اند در پایان داستان پاسخ خواهیم داد، ان شاء الله. اما در کیفیت معراج و اینکه چند بار بوده و آن نقطه‏اى که رسول خدا(ص)از آنجا به سوى مسجد الاقصى حرکت کرد و بدانجا بازگشت آیا خانه ام هانى بوده یا مسجد الحرام و سایر جزئیات آن اختلافى در روایات دیده مى‏شود که ما به خواست‏خداوند در ضمن نقل داستان به پاره‏اى از آن اختلافات اشاره خواهیم کرد و آنچه مشهور است آنکه این سیر شبانه با این خصوصیات در سالهاى آخر توقف آن حضرت در شهر مکه اتفاق افتاد، اما آیا قبل از فوت ابیطالب بوده و یا بعد از آن و یا در چه شبى از شبهاى سال بوده، باز هم نقل متواترى نیست و در چند حدیث آن شب را شب هفدهم ربیع الاول و یا شب بیست و هفتم رجب ذکر کرده و در نقلى هم شب هفدهم رمضان و شب بیست و یکم آن ماه نوشته‏اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 4 شهریور1390ساعت 5  توسط فاطمه پناهی  | 

ماجرای لیله المبیت در قرآن کریم

بنام خالق هستی بخش

هجرت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ از مكّه به مدینه

یكی از داستان‎های مهم زندگی پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ ماجرای عظیم هجرت او و یارانش از مكّه به مدینه است، چنان كه قرآن در سوره انفال آیه 30، و سوره بقره آیه 207 به این مطلب اشاره كرده است، كه خلاصه‎اش چنین است:
هنگامی كه مسلمانان در مكّه در فشار و آزار شدید مشركان قرار گرفتند، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ، مسلمانان را به هجرت به مدینه دستور داد، مشركان احساس خطر شدید كردند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 10 مرداد1390ساعت 16  توسط فاطمه پناهی  | 

شعر در وصف پیامبر اکرم (ص)

بنام خالق هستی بخش

 

محمد بود و نوری از زمین تا بینهایت ها             محمد بود و در دل زین معماها حکایت ها

 

دوباره موج آهنگش طنین افکند زیر گنبد گیتی

 

من امشب سخت حیرانم          چه می بینم؟ نمی دانم .

 

عجب نوریست این نور شگفت امشب

 

کجا خورشید و ماه آسمانی این ضیا دارد ؟          نگه چون میکنم دنباله تا عرش خدا دارد

 

کریما! سخت حیرانم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 28 تیر1390ساعت 11  توسط فاطمه پناهی  |